یادداشتی بر فیلم متروپل

بی شک هستند انسانهایی که تمام عمرشان به عشق سینما زیسته اند ‌. کیمیایی یکی از این عاشقهاست .

دوستان برایم از متروپل گفته بودند و. آنها میگفتند فیلم خوبی رااز اسطوره سینمای ایران ندیده اند . تا اینکه من اتفاقی این فیلم را دیدم  و چون مسعود کیمیایی را بسیار دوست دارم و سینمایش را دنبال کرده ام  مجبور به  نوشتن این چند خط برای این فیلم شدم .

فیلم شروع ضعیفی دارد . بازیهای ابتدایی در تمام فیلم گاه و بیگاه دیده میشود.تعدادی نقش منفی به دنبال خاتون میگردند . آنها اجیر شده اند  تا فرزند  و تمام سرمایه خاتون را بربایند.  در این کش و قوس خاتون فرار میکند و در شبی بارانی به سینما متروپل که قرار است خراب شود پناه میبرد.

در متروپل که سینماییست قدیمی در لاله زار و اکنون جای خود را به انبار موتور و سالن بیلیارد داده با دونفر جوان آشنا میشود که مانند خیلی از شخصیتهای فیلم های کیمیایی لوتیهای بامرام و با معرفت هستند. محمدرضا فروتن و پولاد کیمیایی مصمم هستند تا از زن حمایت کنند.‌‌

و..... 

از اینکه کیمیایی دغدغه اش سینما است هیچ کس شک ندارد . پایداریش در حفظ آدمهای بامرام که این روزها کم پیدا میشوند  در آثارش ستودنیست .اما ...

فیلم با تمام اینها نقاط ضعف و اشکالات زیادی نیز دارد. بازیهای بسیار ضعیف،، شخصیتهای شخصیت پردازی نشده ،  فیلمنامه ای که بهیچ وجه به انسجام کلی نرسیده است .مثلا حضور بعضی از شخصیتها مانند خواهر خسرو و یا مریضی پدر بهشته هیچ ربطی به قصه ندارد و یا سکانس پیری خانم افشار در نقش خاتون  بی ربط در فیلمنامه است . از همه مهمتر درام قصه که فیلمنامه بر اساس آن نوشته شده بسیار ضعیف است .به مفهومی دیگر گره و پیچش فیلمنامه با کمترین مشکل باز میشود . وقتی دو هوو با بازی شقایق فراهانی و مهناز افشار که تمام درگیریها بر این اساس نوشته شده رو در روی هم قرار میگیرند با رد و بدل شدن چند دیالوگ به مصالحه میرسند و فیلم به پایان خود میرسد،.

 

نوشته  انوش رافع 

/ 0 نظر / 18 بازدید